
نظرات شما عزیزان:
آرتی زاقارتی 
ساعت11:28---22 بهمن 1394
سلام...وای شما چقد مهربونی و به حیوانات مخصوصا پرنده ها اهمیت میدی...من اصلا هیچ احصاصی به پرنده هاندارم...پسر دایی بابام پنج سال ازم بزرگتره تو سرد رود نزدیک تبریز زندگی میکنه..با دایی اینام...اونم خیییییییلی پرنده دوست داره..یکی از اتاقای تو راهروشون رو به پرنده ها اختصاص داده..براشون درخت مصنوعی و تاب و تفریح درست کرده و نزدیک سی تا طوطی و بلبل و پرنده های کوچولو موچولو داره..یکی از طوطیای دست آموزشم حرف میزنه...ولی خوب...من وقتی رفتم اونجا بیشتر ترسیدم تا اینکه خوشم بیاد.
درمورد عکسام..اون عنتر برقیه دندوشان سنگ قبریه...
راستی..eddie gurrero توی رینگ نمرد..فقط حالش بد شد..در اصل توی یه اتاق هتل سکته کرد مرد.. پاسخ:سلام آرتمیس جان...خوبی؟...آره آرتمیس جان من حیوونا و پرنده ها..حتی حشره ها رو خیلی دوس دارم...البته به جز سوسکای دسشویی...ازینم خوشال شدم که میگی پسردایی محترمت پرنده ها رو دوسشون داره...ولی من حیونا و پرنده ها رو توی آزادیشون دوس دارم.....دوس ندارم هیچ موجودی رو بخاطر علاقه ای که بهش دارم زندانی کنم....زندان اگه از طلاباشه بازم زندانه...درمورد عنتربرقی ..آره درست میگی...خوب...درمورد ادی...آره توی رینگ نمرد...اونجا به یه کمای کوتاه مدت رفت...وختی از کماخارج شد اخلاقش عوض شد و یه جوری مرگ اگاهی بهش دست داد...اون خودش میدونست که میمیره...من دیگه نخواستم صحبتشو توی وبلاگ طولانی کنم....توی اون دو روز رفتارش خیلی خیلی عوض شده بوده.....رفته توی اتاق و به هیچکس اجازه نداده که باهاش ملاقات کنه...من جریان کاملشو خوندم و شنیدم....اون درواقع همونجا و توی همون رینگ مرد...خوب..بخاطر کامنت که فرستادی ..ممنون مرسی تشکررررررررررررررر....
اریا 
ساعت20:56---21 بهمن 1394
سلام هانی سلام اقایوسف سلام ملیکا و ملینا سلام به همگی.منم دیدمش که چطور میمیره یه فنی اجرا میکنه بعدش گیج میشه و کم کم میفته زمین بعدش میان با برانکارد میبرنش.بخاطر بلبل هم متاسفم .دل من و ارین گرفت.غصه نخور .مامانم میگه وقتی ادم یه حیوون مرده میبینه یعنی خدا میخاد بهش بگه که یاد مرگ باش. پاسخ:سلام آریاجان...آره پسر دیدمش که چطور میمیره...وختی جی بی ال میبینه اینجوری شده میاد و اونو کاور میکنه و ادی رو شکست میده...ولی نمیدونسته مشکل ادی خیلی جدیه...بعدش خیلی ناراحت میشه از خودش و نمیخاد دیگه کشتی بگیره تا خانواده ادی میان و از جی بی ال میخان که دوباره کشتی بگیره...اونم قبول میکنه ولی هیچوقت دیگه مثل اولش کشتی نمیگیره ...الانم دیگه فقط گزارش میکنه کشتی رو....خوب...مادرت راست میگه..حرف جالبی زده...خوب..ممنون که نظر دادی...
yousef 
ساعت20:52---21 بهمن 1394
راسی فردا تعطیلیم مدرسه نمیریم هههههه.gif) .gif) پاسخ:ههههههه
ارین 
ساعت20:49---21 بهمن 1394
چیزی ندارم بگم پاسخ:همون خفه خون منظورته دیگه
|